تاریخ : یکشنبه 30 آذر 1393 | 08:54 ب.ظ | نویسنده : Moheb Ali | نظرات
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

شب یلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از سی ام آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود. شب چلّه یکی از جشن‌ های کهن ایرانی است و ایرانیان در سراسر ایران همه ساله آن را جشن میگیرند. خانواده‌ها در این شب طولانی دور هم جمع می شوند تا در کنار هم آن را کوتاه کنند و این شب را بهانه ای قرار می دهند تا به دیدن پدر و مادرها بروند، صله ی رحم کنند، ساعتی را شاد باشند و از حال یکدیگر با خبر شوند. بزرگتر‌ها برای جمع، شعر و داستان می‌خوانند و فال حافظ می‌گیرند. از آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبه نمادین دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند.


ادامه مطلب
تاریخ : یکشنبه 30 آذر 1393 | 12:16 ب.ظ | نویسنده : Moheb Ali | نظرات
خلاقیت همیشه باعث خلق آثار هنرمندانه ای میشود. در این گالری از تصاویر شما عزیزان آثار هنرمندانه یک هنرمند خلاق را مشاهده میکنید که با استفاده از مواد خوراکی در کنار آثار نقاشی به یک تابلوی زیبا دست پیدا کرده است.



ادامه مطلب

طبقه بندی: تصاویر خلاقانه، عكس،

تاریخ : جمعه 28 آذر 1393 | 09:35 ب.ظ | نویسنده : Moheb Ali | نظرات

(چوپان دروغگو )

« چوپان دروغگو  توبه کرد. او روزی سه بار پیاده به زیارت می رود. حتی تمام گوسفندانش را قربانی کرد و گوشتش را به فقرا بخشید. » این مطلب تیتر صفحه اول یکی از روزنامه ها بود. این روزنامه به علت نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی، توقیف شد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب طنز، دهه شصتی،

تاریخ : چهارشنبه 26 آذر 1393 | 11:06 ب.ظ | نویسنده : Moheb Ali | نظرات


یه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت :
عزیزم چند روزه مادر بزرگت مبایلشو جواب نمیده . هرچی اسمس  هم براش میزنم
باز جواب نمیده . آنلاین هم نشده چند روزه . نگرانشم .
چندتا پیتزا بخر با یه اکانت ماهانه براش ببر . ببین حالش چطوره .
شنل قرمزی گفت : مامی امروز نمیتونم .
قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بریم دیزین اسکی .
مادرش گفت : یا با زبون خوش میری . یا میدمت دست داداشت گوریل انگوری لهت کنه .

ادامه مطلب

طبقه بندی: دهه شصتی، مطالب طنز،

تاریخ : چهارشنبه 26 آذر 1393 | 10:55 ب.ظ | نویسنده : Moheb Ali | نظرات


یکی بود ، دو تا نبود ، زیر گنبد کبود که شایدم کبود نبود و آبی بود ، یه دختر خوشگل بی پدر مادر زندگی می کرد. اسم این دختر خوشگله سیندرلا بود که بلا نسبت دخترای امروزی، روم به دیوار روم به دیوار ، گلاب به روتون خیلی خوشگل بود .
سیندرلا با نامادریش که اسمش صغرا خانم بود و 2 تا خواهر ناتنیاش که اسمشون زری و پری بود زندگی می کرد . بیچاره سیندرلا از صبح که از خواب پا می شد باید کار می کرد تا آخر شب .


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان طنز،

تاریخ : چهارشنبه 26 آذر 1393 | 10:26 ب.ظ | نویسنده : Moheb Ali | نظرات

مردی تمام عمر خود رو صرف پول درآوردن و پس انداز کردن نموده و فقط مقداری بسیار اندکی از در آمدش را صرف معاش خود می کرد و در واقع همسر خود را نیز در این مکنت و بدبختی با خود شریک نموده بود.


تا اینکه روزی از روزها او به بستر مرگ افتاد و دیگر برایش مسلم گردید که حتما رفتنی است. بنابراین در لحظات آخر، همسرش را نزد خود خواند. از او خواست در آخر عمری قولی برای او بدهد و آن این بود که تمامی پول هایش را داخل صندوقی گذاشته و در کنار جسد وی در تابوت قرارداده تا او بتواند در آن دنیا آنها را خرج کند. همسرش در حالی که با نگاهی شفقت انگیز به شوهر در حال نزع می نگریست، قسم خورد که به قولش وفا کند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان طنز،

تاریخ : چهارشنبه 26 آذر 1393 | 09:57 ب.ظ | نویسنده : Moheb Ali | نظرات
یکی بود یکی نبود . در بیشه ای دور ، مردی با همسر و پسر اش زندگی می کرد . مرد ، کارگر بود و روی زمین های حاکم ، زراعت می کرد . آنها زندگی فقیرانه ای داشتند و زنش پیاپی غر می زد و هر روز دل اش بهانه ی چیز تازه ای را می گرفت . یک روز ارسی قرمز و روز دیگر اطلس گلدار و جاوند زری دار و چوری نگین دار . کشاورز ، از عهده ی تامین خواسته های همسرش بر نمی آمد . یک شب طاقت اش از دست خواسته های زن اش ، طاق شد و از خانه زد بیرون . همین طور رفت و رفت و از کوچه های شهر گذشت و گذشت تا رسید به صحرا . رفت و به دیوار خرابه ای تکیه زد و نشست و آهی کشید .
ادامه مطلب

طبقه بندی: آسوکه زابلی،

تاریخ : چهارشنبه 19 آذر 1393 | 09:28 ب.ظ | نویسنده : Moheb Ali | نظرات

زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند. یک روز تصمیم گرفت میزان علاقه ای که دامادهایش به او دارند را ارزیابی کند.یکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم می زدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت. دامادش فوراً شیرجه رفت توی آب و او را نجات داد.فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوی پارکینگ خانه داماد بود و روی شیشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»

ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب طنز، داستان کوتاه،

تاریخ : دوشنبه 17 آذر 1393 | 10:34 ب.ظ | نویسنده : Moheb Ali | نظرات

«رنه گوسینی» نویسنده معروف داستان های كمیك استریپ در ۱۴ اوت ۱۹۲۶ در جنوب شهر پاریس به دنیا آمد.در كودكی به دلیل مسایل معیشتی ناچار شد همراه والدین خود به آرژانتین مهاجرت كند. تحصیلات ابتدایی را در بوینس آیرس گذراند. سپس به ایالات متحده رفت ودر آنجا به آموزش نقاشی پرداخت. او در ابتدا موفقیت چندانی در این زمینه به دست نیاورد. ولی بعدها كه با موریس (تصویرگر داستان های لوك) آشنا شد، توانست شانس خود را در زمینه داستان نویسی به صورت جدی بیازماید.وی فعالیت داستان نویسی خود را برخلاف موریس، صرفاً به ماجراهای لوك خوش شانس، محدود نكرد. او برای داستان های دیگر نیز «بالون نویسی» می كرد.او علاوه بر داستان نویسی كه حرفهٔ همیشگی وی بود، برای مدت قابل توجهی سردبیری مجله «پیلوت» را بر عهده داشت. او هم چنین فیلم نامه تعدادی از انیمیشن های سینمایی و تلویزیونی را به رشته تحریر در آورده است. رنه گوسینی در ۱۹۷۷ میلادی، در حالی كه فقط ۵۱ بهار را پشت سر گذاشته بود، درگذشت. او در آخرین اثر خود گفته بود: «بزرگ ترین خدمتی كه ما به كودكان و نوجوانان كرده ایم، پرورش قدرت تخیل آنان بوده است. تصور نمی كنم خدمت ناچیزی باشد.»

ادامه مطلب

طبقه بندی: کتاب کودک، دانلود کتاب، بیوگرافی، کمیک استریپ،

تاریخ : دوشنبه 17 آذر 1393 | 04:25 ب.ظ | نویسنده : Moheb Ali | نظرات

یکی بود یکی نبود. در زمان‌های قدیم مردی بود که یک دختر داشت و زنش مرده بود. مرد زن دیگری گرفت و این زن که نسبت به دختر نامهربان و سختگیر بود، سر ناسازگاری گذاشت، زن هر روز صبح  مقداری پنبه و چرخ نخریسی به دختر می داد که در موقع چریدن گاو دختر بیکار نباشد ، و شب با نخ به خانه بیاید . نخریسی برای دختر بسیار مشکل بود و دختر روز به روز لاغرتر می شد یک روز که دختر گاو را برای چرا چند قدم دورتر می کرد ، بادی بلند شد و پنبه ها را با خود برد . دختر وقتی سر جایش برگشت متوجه شد که پنبه ها سر جایش نیست و باد پنبه ها را برده است .


ادامه مطلب

طبقه بندی: آسوکه زابلی،

تاریخ : پنجشنبه 13 آذر 1393 | 03:42 ب.ظ | نویسنده : Moheb Ali | نظرات


ت‍ص‍وی‍رگر: غ‍لام‍ع‍ل‍ی‌ ل‍طی‍ف‍ی‌


حق تکثیر: [ت‍ه‍ران‌]: ن‍ش‍ر گ‍زارش‌، ک‍ت‍اب‍ه‍ای‌ لاک‌پ‍ش‍ت‌‏‫، ۱۳۶۶

میخوای دانلود کنی، روی کتاب کلیک کن



طبقه بندی: کتاب کودک، دانلود کتاب،

تاریخ : پنجشنبه 13 آذر 1393 | 02:24 ب.ظ | نویسنده : Moheb Ali | نظرات

آموزگار به دانش آموزان گفت کتابهای خود را باز کنید و از روی درس حسنک کجایی بخوانید. یکی از دانش آموزان شروع به خواندن کرد:
گاو ما ما می کرد. گوسفند بع بع می کرد. سگ واق واق می کرد و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی؟ شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود . حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آمد. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند. موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند. دیروز که حسنک با کبری چت می کرد، کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است. کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود.


ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب طنز، دهه شصتی،

تاریخ : چهارشنبه 12 آذر 1393 | 10:05 ب.ظ | نویسنده : Moheb Ali | نظرات

دختر جوانی چند روز قبل از مراسم عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد

نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبت هایش از درد چشم خود نالید.

بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش میرفت از درد چشم خود می نالید موعد عروسی فرارسید.

زن نگران صورت خود بود که آبله آن را از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش هم نابینا باشد.

 20 سال بعد از ازدواج آنها زن از دنیا رفت.

مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود همه تعجب کردند

مرد گفت:من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم.




طبقه بندی: داستان کوتاه،

تاریخ : چهارشنبه 12 آذر 1393 | 09:54 ب.ظ | نویسنده : Moheb Ali | نظرات

سباستین دل گروسو هنرمندی 32 ساله است که با استفاده از تکنیک های دیجیتالی در تصاویر پرتره اش دو هنر عکاسی و طراحی را به شکلی خلاقانه با هم تلفیق کرده است. شاید شما هم تا به حال برای تبدیل یک عکس به طراحی و نقاشی از اپلیکیشن هایی مانند My Sketch در تلفن همراه و یا کامپیوتر خود استفاده کرده باشید اما قطعا هیچ گاه با تلفیق این دو هنر در یک اثر روبرو نشده اید. دل گروسو هنرمندی است که با تلفیق این دو هنر در آثارش به جذاب ترین موضوع مورد بحث این روزها در میان هنرمندان تبدیل شده است.

او با الهام از آینه و خیره شدن مستقیم در آن موفق به خلق این آثار جالب و دیدنی شده است به گونه ای که پس از گرفتن تصویری پرتره از خودش به طراحی همان عکس می پرداخت تا نهایتا به این نتیجه رسید که به جای طراحی کامل از تصویر مورد نظر می تواند با جایگزین کردن بخشی از تصویر با بخشی از طراحی اثری فریبنده خلق کند.

در گذشته برای سیاه و سفید کردن تصاویر رنگی از طراحی نیز استفاده می کردند اما تلفیق عکاسی و طراحی هیچ گاه به این شکل در آثار هنری دیده نشده است. البته لازم به ذکر است که این هنرمند با ترفند جالبی موفق شده عکاسی و طراحی را با یکدیگر تلفیق کند به گونه ای که در تعدادی از این آثار گویی سباستین به طراحی خود مشغول است.



ادامه مطلب

طبقه بندی: عكس،

تاریخ : چهارشنبه 12 آذر 1393 | 09:29 ب.ظ | نویسنده : Moheb Ali | نظرات
.: Weblog Themes By Moheb Ali Rahat Dahmardeh :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2