تبلیغات
خمك، سرزمین مادری - یادش بخیر



دفتر و میز و کلاس و بچه ها یادش به خیر

خرده های گچ لب تخته سیاه یادش به خیر
 
پس کجا رفتندان دوران بازیگوشیم

زیر میز ها خنده های نا به جا یادش به خیر

روی لب های همه هر پنج شنبه خنده بود
 
شنبه ها خمیاز ه های پر صدا یادش به خیر


آن تقلب های پنهانی زمان امتحان

خط خطی کردن به روی دست و پا یادش به خیر
 
توی دستای معلم خط کشی بالا بلند
 
بوسه زد بر نقشه ی جغرافیا یادش به خیر

زنگ تفریح آخ می چسبید زیر آفتاب
 
خوردن نوشابه ی کوکاکولا یادش به خیر
 
در محرم خواندن آن نوحه و قرآن و حمد
 
 گفتن ام الیجیب و یا خدا یادش به خیر
 
زنگ ورزش توپهای ساکت و بی چاره را
 
پرت میکردیم محکم در هوا یادش به خیر

توی عکس دسته جمعی در می آوردیم باز
 
 بر سر هم شکلکای شاخ گاو یادش به خیر

جشن پیروزی بهمن ماه و تزئین کلاس

ناظم آمد گفت: به به مرحبا یادش به خیر
 
زنگ دستور زبان فارسی گشت و گذار
 
لای لغت نامه های دهخدا یادش به خیر
 
تا که مبصر گفت: معلم غایب است
 
با خوشی می گفتیم هورا هورا یادش به خیر
 
روز اعلان نتایج نمره ی هندسه بیست
 
دو  اما نمره ی قرآن ما یادش به خیر
 
کاش برگردند یک بار دگر آن روزها
 
روزهای با خوشی ها آشنا یادش به خیر



طبقه بندی: شعر، نوستالژیک، دهه شصتی،

تاریخ : سه شنبه 19 اسفند 1393 | 12:04 ب.ظ | نویسنده : Moheb Ali | نظرات
.: Weblog Themes By Moheb Ali Rahat Dahmardeh :.