تبلیغات
خمك، سرزمین مادری - دوست داشتن


پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون... بعد از یک ماه پسرک مرد...
وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد... دخترک دید که تمامی سی دی ها كه اون پسر از مغازه خریده باز نشده... دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد... میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد .)):

پس فرصت ها رو از دست نده و ثانیه ها رو غنیمت بشمر و شهامت داشته باش شاید فردا هیچوقت نیاد و امروز آخرین فرصت باشه برای گفتن دوستت دارم .




طبقه بندی: داستان کوتاه،

تاریخ : چهارشنبه 3 دی 1393 | 08:48 ب.ظ | نویسنده : Moheb Ali | نظرات
.: Weblog Themes By Moheb Ali Rahat Dahmardeh :.