جایگاه كوه خواجه و عناصر تشكیل دهنده آن در ادبیات ایران و آداب و رسوم مردم سیستان



فردوسی شاعر توانا وحماسه سرای ایران، از كوه سپند كه بر فراز آن دژی ناگشودنی و پایگاه مردم بد كنش بوده و برای خانواده زال مایه درد سر بیشمار می شده است، یاد می كند و آنجا كه زال، رستم را به خونخواهی جد خود نریمان برای فتح كوه سپند می فرستند، تصویری جالب بدین گونه از آن بدست می دهد :


به خون نریمان میان را ببند... بروتازیان تا به كوه سپند
یكی كوه بینی سراندر سحاب... كه بروی نپرید پران عقاب
چهار است فرسنگ باروی او ... همیدون چهاراست پهنای او
حصاری زسنگ است بالای كوه ... پر از سبزه و آب و دور از گروه

بعضی از محققین معتقدند كه كوه سپند همان كوه اوشیدم یا اورشیدرن اوستا است كه در وسط دریاچه كیانس (هامون)واقع شده است و غیر از كوه خواجه هیچ برجستگی كوه سنگی دیگری در سراسر سیستان نمی توان سراغ داشت
بنابراین كوه سپند در شاهنامه همین كوه خواجه موجود در سیستان است. بعلاوه فولكلور محلی كه جوششی از اعماق روحی آدمی و حافظه مردم آن را سنت وار نگهداری می كنند برآنست كه كوه سپند همان كوه رستم است كه كك كهزاد در آن لانه كرده ومایه دردسر مردم و خانواده رستم شده بود. از طرف دیگر شاید به این مناسبت كوه رستم نام گرفته است كه نخستین پهلوانی های قهرمان ملی ایران در این كوه بوده است. چنانكه در شاهنامه نیز یاد شده، نبرد رستم و كك كهزاد و قلعه افسانه ای اش در بالای این كوه هنوز هم پس از هزاران سال بر سر زبان های مردم این دیار است و مردم هم كه همواره پاس حق ونمك را در چنین مواردی به خوبی می شناسند. این كوه را با نام رستم باز شناخته و به همان نام مسمی شناخته اند كه اینك به سبب وجود مقبره خواجه مهدی به كوه خواجه معروف شده است.


مرحوم استاد پور داوود می گوید : شرافت هامون در این است كه در آینده سه پسر از پشت پیغمبر زرتشت از كنار آن ظهور خواهند كرد.


بنابراین در زمانی نه چندان دور آیین بعضی از مردم سیستان كه در آبادی های كنار دریاچه هامون خانه داشتند ، این بود كه شبی كه فردایش نوروز است دختر زیبایی را اشتری آذین شده سوار می كردند و به كنار دریاچه می بردند در آنجا گروه مردان دور از اجتماع زنان ودختران به كناری می رفتند و به شادی و ساز و آواز می پرداختند و زنان، دختر زیبا را كه اوشیدر نام نهاده بودند، برهنه داخل آب می نمودند و تا نیمه شب به رقص و ترانه خوانی و شور و نشاط می پرداختند. پس از آن دختر رابه همان آئین به خانه باز می گرداندند. این رسم بی گمان اشارتی به باورهای زتشتیان می باشد كه ذكر آن گذشت .

 

شرح مختصری از معماری كاخ و معبد كوه خواجه

در متن دریاچه هامون، كوه صخره ای و منفرد ز جنس باز الت سیاه رنگ وجود دارد. بطوریكه هر تسفلد محقق و باستان شناس آلمانی آن را به میزی بزرگ كه در دشتی وسیع نهاده شده همانند كرده است. این كوه در فاصله 30كیلومتری جنوب غربی شهر زابل واقع شده است. موقعیت حساس و مناسب كوه موجب شده تا آثار معماری خشتی با شكوهی در آن شكل گیرد. كاخ و معبد كوه خواجه از شاهكارهای معماری ایران محسوب می شود. اولین مطالعات كوه خواجه توسط گلداسمیت انگلیسی صورت گرفت اما نخستین تحقیق علمی توسط اورل اشتالین در 1905 م صورت گرفت. سپس هر تسفلد آلمانی و پس از آن، هیأت ایتالیایی به سرپرستی گولینی و در ادامه هیأتهای ایرانی نیز كاوشهایی را در آنجا انجام داده اند.
اشتالین این آثار را بقایای یك معبد و صومعه بودایی معرفی كرده كه پیدایش آن در ایران منحصر به فرد است. به عقیده وی بناهای كوه خواجه، یك هنر یونانی، بودایی بوده كه معماری بودایی آسیای مركزی و شرق دور را یكدیگر مربوط می ساخته است. هر تسفلد نظریات مختلفی را برای آثار كوه خواجه ارائه می دهد. او در مطالعات نهایی خود به این نتیجه رسید كه دوره متقدم، یك جریان پارتی با تاثیرات هلنی است كه در قرون اول میلادی شكل گرفته و دوره متاخری دگرگونی عصر ساسانی است كه در قرن سوم میلادی بوجود آمده است. هرتسفلد در آخرین دیدارش از كوه خواجه در سال 1932 باز هم تغییر عقیده دادكه : دوره اول بنا به دستور یك ساتراپ محلی به نام گندوفار رستم كه حوالی سالهای 20 تا 65 م در جنب سیستان شرق ایران و سیستان حكومت می كرده، ایجاد شده است. گولینی باستان شناس ایتالیایی 6 لایه متوالی سكونت واستقرار از عصر هخامنشی تا دوره اسلامی را در كوه خواجه مشخص ساخته است.
به عقیده هرتسفلد این قلعه مشتمل است بر یك قصر و یك معبد آن را بنای سلطنتی می داند. بنای قصر، قسمت مرتفع قلعه را به خود اختصاص داده و آن را در گرداگرد یك حیاط وسیع بنا كرده اند.در ضلع غربی و شرقی حیاط مركزی،ایوانهای سقف دار وسیعی قرار دارد. جبهه عمده در ضلع شمالی حیاط واقع شده كه شامل یك دهلیز و گالری وسیع با پلكان كه به صفه فوقانی منتهی می شودو معبد در آنجا واقع شده، و هرتسفلد درداخل آتشكده یك آتشدان سنگی پیدا كرده است.
در پشت پلكان شمالی، دالان طولانی قرار دارد كه به دلیل وجود نقاشی های دیواری بر بدنه دیوارهای آن توسط محققان به نمایشگاه (گالری)شهرت یافته است.
دروازه ورودی كاخ در ضلع جنوبی حیاط واقع شده كه شامل یك اتاق گنبد دار است. در طرف شرقی و غربی آن ایوانهای مسقفی قرار دارند. آتشكده كوه خواجه از نوع خاصی است. اجزا داخلی بنا عبارتست از یك اتاق مركزی با سقف گنبدی كه یك راهرو تنگ و سربسته آن را احاطه كرده است بنا به گفته هرتسفلد، این معبد نوع خاصی از آتشكده است كه سابقا با آن اسلوب و طرح دیده نشده بود. در دهلیز طولانی كه در پشت حیاط اصلی قرار دارد، در دوره اول ساختمان یك ردیف ستونها به سبك دور یك در دیوار كار گذاشته شده است كه دارای كنگره هایی با برجستگی های اندكی هستند. طرح اصلی و شكل این بخش از ساختمان به سبك هنر هلنستیك یا یونانی جدید می باشد و از این نظر قابل توجه است بنابر قول هرتسفلد تنها اثری از سبك معماری یونانی باختری است كه در دوران ساسانیان منسوخ شده بود. دوران پارتی اتاقهای اطراف حیاط مركزی به دو گونه تنظیم و مرتب شده بودند اتاق های پایینی با طاق هایی ساخته شده بودند كه با نیم ستونهایی پشتیبانی می شدند اطاق های بالایی ستون دار بوده اند و این ترتیبی بوده است كه در بخش شمالی ساختمان نیز رعایت شده است.
یكی از متاثرترین وقایع كوه خواجه فروریختن طاق دروازه ورودی آن است كه یكی از منحصر به فرد ترین طاق های ایرانی از زمان پارتیان بود و بر اثر بی توجهی یكی از بهترین نمونه های طاقهای خشت و گلی ایران از بین رفت.




چنین گویند که بلقیس بیمار شد و آصف منهیان به اطراف ممالک فرستاد که جایی تعیین نمایند که هوای او در طراوت وسردی و گرمی حد اعتدال داشته باشد آن مقام را موافق یافتند در سیستان که در دیار باد بود دیوان را حکم کردند که یک فرسخ تختی مدور از سنگ در غایت رفعت ساختند و مدت چهل روز بلقیس در میان دریا برفراز آن کوه (خواجه)بود وبعد از صحت متوجه مقر سلیمان گردید.




کوه اوشیدا،کوه خدا،کوه رستم ،خواجه غلطان، كوه نور، كوه موعود،کوه ابدی ،کوه سحرگاهی،کوه وحی، كوه باطنی ،سرای ابراهیم، كوه اوشی دام، اوشی غم یا اوشی دم، اوشی دارنا و یا اوش داشتار در متون پهلوی همان كوه خواجه است.




کاخ کوه خواجه بسیار مجلل و مزین به نقاشی های دیواری ، گچ بری ، نقوش برجسته گلی و گچی  و همچنین مجسمه های گوناگون بوده است . اما بیشتر این آثار ارزشمند ازبین رفته اند و به صورت پراکنده نمونه هایی از آن ها را باستان شناسان بدست آورده اند . این نقاشیهای دیواری روایتگر داستانها و وقایعی است که درزمان های استقرار در آن محل به وقوع پیوسته اند و یادآور اتفاقات کهن تری است که با نقاشی کردن در روی دیوارها ، خواسته اند آن داستان ها و وقایع را جاودان سازند.

  ازنظر گیرشمن نفوذ هنر غربی دراین نقاشی ها بسیار محسوس می باشد و جای دادن صحنه های گوناگون درداخل کادرهای چهار گوش خود یکی از مراحل نسبتا پیشرفته هنر نقاشی دراین محل است . به همین ترتیب نقوش برگ کنگر و ترکیب آن با نقوش تزیینی برگ خرما و امتزاج آنان با یکدیگر در دوران بعدی یعنی ساسانیان و در هنر گچ بری این دوران تأثیر داشته است. با این حال گیرشمن نفوذ و دخالت سبک ایرانی و شرقی را درنقاشی های دیواری کوه خواجه کم نمی داند .

نقاشی های کوه خواجه در سه مرحله مختلف پیداشده است . نقاشی هایی که توسط اشتالین کشف شده اند از دوبخش تشکیل شده است: بخش بالایی اشخاص ایستاد ه ای را نشان می دهد که هاله ای گرداگرد سر خود داشتند و یکی از آنها دارای سه سر بود که یکی در مقابل دیگری نشسته است . صحنه دیگری که توسط این باستان شناس بدست آمده ، مرکب از نقش دونفر روبروی هم بوده و باقیمانده های نقش نفر سومی در سمت چپ آنان قرار داشته است .

یکی دیگر از نقوش موجود، گلبرگهای ریزی است که خود در روی طرحی از گل نیلوفر قرار گرفته و چند بار تکرار شده است در میان تصاویر کوه خواجه ، شکل دوسوار وجود دارد که در یکی نمایانگر شکل "اروس بالداری"(خدای پیروزی) نقاشی شده است که بر اسبی سوار است و سوار دیگری در مقابل وی برپلنگی سوار است ، علاوه براین نقوش اشخاص دیگری که در  حال نوازندگی ، رقص و بند بازی هستند دیده می شود . نقشهای شاه و ملکه نیز که در زیر سایبانی قرار دارند در دهلیز عقب کاخ رسم شده است . در روی دیوارهای پنجره دار همین دهلیز ، نقش سه ایزد دیده می شود که با الهام از هنر شرقی دارای حرکتی نیستند و به صورت ساکن نقاشی شده اند لباس این خدایان یونانی است و تزئینات روی لیاس آن ها نیمی متأثر از هنر یونانی  و نیمی دیگر از هنر شرقی – ایرانی است.

ایزد دیگری عصایی سه سر در دست دارد که آن نیز نشانه ای از پوزیدون می باشد . اما می تواند نشانی ازشیوا ، یکی از خدایان سه گانه هندوان باشد .

همچنین هیأت ایتالیایی به صورت تصادفی نقاشی هایی را در کوه خواجه کشف کردند که تصاویر آن به این شکل است که در یک زمینه دیوار و در یک صف چهار مرد دیده می شوند که به صورت نیمرخ همگی به طرف راست می نگرند و از شکل نقشها استنباط می شود که در حال قدم رو می باشند . به نظر می رسد که در پشت سر آنها صف دیگری نیز وجود داشته باشد . شکلها و شخصیتها دارای سرهای ریش داری هستند که به صورت نیم رخ کشیده شده و دارای بینی درا ز وچشم های بزرگ و موهای مجعد و شبیه به هم می باشند . شخصیت صف اول در گوش خو دگوشواره ای دارد.

 آتشدان،اتاق طواف، رواقهایی با نقاشیهای دیواری زیبا و محلی كه گالری نام گرفت بهخاطر وجود تعداد زیادی از نقاشیهای دیواری از پرتره پادشاهان ، بزرگان وداستانهای مذهبی با كادر و قابی در اطراف كه در تمام نقاط اتاق خودنماییمی‌كند و حتی تا سقف نیز كشیده شده از جمله آثار مهم كشف شده در كوه خواجهسیستان است.

 براین كوه تصویری نشسته از رستم پهلوان پر آوازه ایران نقش بسته است كه گرزی دو سر در دست دارد

 بسیاری از ایوانهای اتاقهای كوه خواجه مخصوصا دیوار سرسرا در آغاز نقاشی بوده اند.

 در سرسرا(گالری) نه تنها چهار دیوار بلكه طاق گهواره ای نیز منقوش وتمام نقاشی ها در مرحله نخست انجام گرفته است وروی تمام آنها را در دوره ی دوم پوشانده بودند.در نواحی مجاور تصاویر مشابهی از ایزد عشق بدست آمده كه اغلب روی نقره كنده اند وبه سده ی اول میلادی تعلق دارند. نقوش دیگر از كسانی است كه نشسته اند یا آلات موسیقی می نوازند ویا می رقصند. در یك جا بند بازی روی سرش ایستاده است.ازاین نقوش فقط یك بخش آن كه دقیقا وسط نیست قابل تشخیص است دراین نقش شاهی وشهبانویی زیر سایبان سلطنتی ایستاده اند.برروی دیوار پنجره سرسرا ایزدان را تصویر كرده اند آن هم ایستاده وبی حركت.

 نقاشی دیواری سه مغ یا سه پادشاه، نقش خدای "اوروس" خدای پیروزی سوار بر اسب، نقش شاه و ملكه و تصاویری از بزرگان پارتی و برج وباروهای قلعه نیز از نقوش اصلی این بنای به جای مانده از تمدن عظیم ایرانی است.

دو نقش برجسته گلی با تصویر سه سوار بر اسب در حال حركت درپشت هم و دیگری تصویر شیری كه یورش برده بسوی فردی كه سوار بر اسب است كه بوسیله میخهای چوبی به دیوار نصب شده از دیگر آثار بدست آمده از كوه خواجه است

 


و این هم عکسهایی از کوه خواجه


چهار دیوار معروف به خانه شیطان 


جاده عبور وسائط نقلیه از قسمت دره سوخته به بالای كوه خواجه



نیش انبارك



قلعه مجاور كجك چل كنجه در غرب دره سوخته



دره سوخته



كهن دژ



نقشه موقعیت کوه خواجه در استان سیستان و بلوچستان


موقعیت کوه خواجه در سیستان



کوه خواجه از بالا





طبقه بندی: مطالب زابلی، آثار باستانی و گردشگری سیستان،

تاریخ : یکشنبه 26 مرداد 1393 | 09:34 ق.ظ | نویسنده : Moheb Ali | نظرات
.: Weblog Themes By Moheb Ali Rahat Dahmardeh :.