كوه خواجه تنها عارضه طبیعی دشت سیستان با ارتفاع تقریبی 609 متر از سطح دریا (حدود 100 متر از سطح زمین) است كه در هنگام پر آبی جزیره كوچكی را در میان هامون هیرمند شكل می دهد. این كوه و دریاچه در باورهای سه مذهب زرتشت، مسیحیت و مسلمانان مقدس است. این منطقه تا كنون توسط تعداد زیادی از پ‍‍ژوهشگران مورد بررسی و كاوش قرار گرفته و همه بر اشكانی و ساسانی بودن بناها با كاربردی توامان " زیستی، دفاعی، و عبادی " متفق القولند.
از لحاظ اعتقادی و بر اساس اسطوره های زرتشتی دریاچه هامون مقدس بوده و ظهور منجی (سوشیانت)از این دریاچه اتفاق می افتد.


بنا بر باورهای آیین مزدیسنا و اسطوره های پهلوی كه بر اساس تعالیم زرتشت سپیتمان تدوین گردیده است، در پایان هزاره دوازدهم، برای سومین بار از خاندان بهروز پارسا، دوشیزه ای به آب دریاچه هامون داخل شده و آخرین رهاننده یا « سوشیانت » مرسوم به « استوت ارته » از وی زاییده می شود به همین لحاظ كوه خواجه نیز تقدس و راز آلودگی خاصی دارد، سوشیانت به شكل های مختلف تقریبا در تمام متون زرتشتی و اوستایی از جمله در گاتها، یسنا، سروده های زرتشت و یشتها مورد اشاره قرار گرفته و تقریبا شكی نیست كه اشو زرتشت در كتاب اوستا به آن اشاره داشته است.
شواهد زمان ساسانی كه حكایت از شركت و همكاری مردم سیستان در تدوین متنهای اوستا و پژوهش درباره كتب مقدس زرتشتی میكنند نشانه ای از نیرومندی سنتهای زرتشتی در سرزمین سیستان می باشد.



هیرمند كهن ترین نام بر جای مانده درباره سیستان امروز در متون تاریخی است. یازدهمین سرزمین نیكوی هست شده از اراده اهورامزدا ست كه با ریشه های فرهنگی ایرانی و اسلامی پیوندی عمیق و دیرینه می یابد. و بر همین مبنا فره و فرهنگ ایرانی از جایی ست كه هیرمند با شكوه و فر دریاچه كیانسه را بر گرداگرد كوه اوشیدا با آبهای سپید و سركش چهره می بخشد. و اینجا سیستان، سرزمین رازهای سر به مهر هویت ملی ایرانیان است. ارتباط فره یا فرهنگ ایران زمین با هیرمند در متون تاریخی و مذهبی ایران باستان قابل مطالعه است. برمبنای همین باورهای كهن ریشه های بنیادین فره یا فرهنگ ایران زمین با هیرمند فرمند؛ هامون ورجاوند و اوشیدا (كوه خواجه ی) رازمند پیوند می یابد و این وادی دارای رسالتی ابدی برای بهروزی و رستگاری ایرانیان در فرجامین روزهای گیتی ست.
كشمكشهای اساطیری افراسیاب تورانی با پهلوانان وادی نیمروز و زابلستان در كناره های هیرمند بر سر ربودن همان فره ایزدی بوده است. فره یی كه به هر كس بتابد از همگان برتری یابد. علاوه بر باورهای مذهبی كهن و تعریف جایگاه مقدس برای هیرمند و شاخابه های متنوعش در فرهنگ ایران زمین به دیده بسیاری از پژوهشگران این حوزه خاستگاه اساطیر ملی و محل نشو نمای قهرمانان شاهنامه وسند گرانسنگ هویت ملی ایرانیان است.
از نگاه تاریخی در گذر هزاره های كهن،هیرمند و هامون در داد و ستدی از سر سخاوت و مهر و خلق تمدنهای بزرگ و زایشهای فرهنگی با نام ونشان ایران زمین به بشریت نقش بنیادی عرضه داشته اند؛ شهر سوخته ، دهانه غلامان، كوه خواجه و محوطه های بزرگ دیگر به همراه صدها گوهر نیك اندیش و خردمند ایرانی ومسلمان گواهانی از این مدعایند.
بر مبنای همین باورها هیرمند به سبب دارامندی فره ایزدی و حیاتبخشی الهی در جاری زمان همیشه مورد ستیزه اهریمنان قرار داشته و به پیش بینی كتاب مقدس ایران باستان اهریمن بد سرشت در اینجا جادویی زشت پدید آورد. فقر و خشكسالی و دروغ از نگاه اهریمنی در وادی فره و فرهنگ در هزاره های پایانی گیتی پدید خواهد آمد اما در همین باورها سرانجام گیتی با زایش مادران نیك نهاد كناره های هامون ورجاوند و پایان افسانه اوشیدر، هامون بار دیگر لبریز از فره مندی حیات كمر به اعتلای ایران زمین خواهد بست.
در اوستا آمده است " یازدهمین سرزمین و كشور نیكی كه من اهورامزدا آفریدم هیرمند رایومند فره مند بود "
پس آنگاه اهریمن همه تن مرگ بیامد و به بیچارگی، جادویی زیانبار جاودان را بیافرید.
(فری) از آن كسی است كه خاستگاه شهریاری وی جای فروریختن رود هیرمند به دریاچه كیانسه است آن جا كه كوه اوشیدم سر بر كشیده است و از کوه های گرداگرد آن آب فراوان فراهم آید وسرازیر شود.




تقدس كوه خواجه در كیش و آیین زرتشت


در ادبیات مزدیسنا و كتب پهلوی ساسانی، این كوه مقام مقدسی ازبرای پیدایش موعودهای زرتشتی و از آن با نام (كوه خدا) یا (اهورن) یاد شده است.
همچنین كوه اوشیدم ،اوشی غم یا اوشی دم، اوشی دارنا، ویا اوش داشتار درمتون پهلوی همان كوه خواجه است. در اوستا آمده است 2244 كوه در ایران وجود دارد كه تنها یك كوه از آن ها جنبه مذهبی پیدا كرده است و از آن «اوشیدا » می باشد كه به كرار در انجیل ها نیز از آن یاده شده است.

هرتسفلد آلمانی كه یكی از باستان شناسان برجسته جهان است و اشراف كاملی به تاریخ مذهبی و اساطیری ایران باستان داشته است، می نویسد كه اوشیدا به معنی اوش = هوش است، كه بمعنی روح باطنی یا هوش و عقل می باشد اما در كلیه ی زبان های هند و اروپایی منسوب است به گوش و اوشیدا ممكن است بمعنی سحرگاهی و یا كوه باطنی باشد كه تقریبا مرادف با وحی است. د راین كوه است كه سوشانا (سوشیانت) ظهور می كند و او را نجات دهنده آیین مزدیسنا می دانند.
بنا بر روایات مذهبی زرتشتیان،عالم از بدو خلقت روح تا پایان به دوازه هزاره تقسیم می شود كه دهمین هزاره،هزاره هوشیدر و سپس هزاره هوشیدر ماه و در آخر هزاره سوشیانت است.
در فقره 66 زامیادیشت چنین آمده است " فركیانی از آن كسی است كه شهریاری وی از آن جایی كه رود هیرمند، دریاچه كیانسه (هامون) را تشكیل می دهد برخاسته است، آنجایی كه كوه اوشیدم جای دارد و از گرداگرد آن آب بسیاری از كوه ها سرازیر شده است "
بسیاری از محققین معتقدند كه كوه اوشیدم یا اوشیدر در سیستان است و جایی كه رود هیرمند،دریاچه هامون را تشكیل داده همانا كوه خواجه است. زیرا در دشت سیستان غیر از كوه خواجه، هیچ پشته سنگی دیگری وجود ندارد تا هیرمند بر پیرامون آن بریزد بنابراین كوه خواجه از روزگاران گذشته و از عهد برگی و سرافزاری ایران، پرستشگاه پاك دینان و مسكن پارسایان و جایگاه عبادت بزرگان دین مزدیسنا بوده و امروزه نیز نزد مردم مسلمان سیستان از قداست خاصی برخوردار است.
بعبارتی جشن های ایام نوروزی كوه خواجه كه بسیاری به آنها اشاره دارند، شاید ریشه ای در زمان باستان داشته باشد، از زمانی كه معتقدان زرتشتی به انتظار ظهور سوشیانس در آن جا جمع می شده اند و تا به امروزی نیز باقی مانده است.

 

تقدس كوه خواجه در میان پیروان مسیح (نسطوریان)


در روایات مسیحی آمده است كه سه مغ از مشرق زمین با دلالت ستاره ای به بیت اللحم رسیدند، جایی كه حضرت مسیح در آن متولد شد، از نظر هرتسفلد این نیز به پیشگویی های زرتشتیان درباره ظهور سوشیانت كه در روایات مسیحی حضرت عیسی به جای سوشیانت نشسته است مربوط می شود.
در یك تقسیر لاتینی انجیل متی موسوم به اوپوس ایمیر فكتوم، داستان این سه مغ آمده است بر اساس این تفسیر سه مجوس از طریق یك غیبگویی كهن می دانسته اند كه همواره باید در انتظار طلوع ستاره ای باشند كه آن ها را به تولد حضرت مسیح بشارت می داده و به محل زایش وی دلالت می كرده است. در زمانهای كهن این مجوسان سه گانه پس از شركت در مراسم یك جشن بسیار كهن كه هر ساله پس از فصل حصاد (كوبیدن غلات) یعنی دو هفته پس از نوروز در كوهی كه در مشرق زمین قرار دارد گرد می آمده اند و در آنجا خاموش نشسته به انتظار طلوع ستاره می ماندند تا آنكه ستاره مطلوب طلوع كرده آنان را به محل زایش منحنی دلالت می كرده است .
اسامی این مغهای سه گانه، گاسپار، ملیكور، و بالتازار بوده كه در ورایات ارمنی با تفاوت های جزیی به صورت دیگری یاد شده اند. هرتسفلد یكی از آنان را با پادشاه پارتی ن‍ژاد بخش شرقی فلات ایران یعنی گوند فار و نهایتا رستم دستان یكی دانسته است و نقش وی همراه دو مجوس دیگر در میان نقوش دیواری كوه خواجه پیدا شده است.



تقدس كوه خواجه در میان مسلمانان


در راس كوه خواجه زمین وسیع و مسطحی است كه در گوشه و كنار آن آرامگاه های متعدد و امام زاده هایی دیده می شود. مهمترین این ارامگاه ها زیارتگاه خواجه غلطان و پیرگندم بریان است كه زیارتگاه خواجه غلطان نزد مردم سیستان مقدس ترین زیارتگاه منطقه محسوب می شود و در ایام نوروز زائرین زیادی از آنجا دیدن می نمایند.
این بنا در شمال شرقی كوه با پلان مستطیلی شكل ساخته شده است و بیشترین زائرین را در دو هفته اول فرودین دارد كه با قربانی كردن گاو و گوسفند همراه است به خودجلب میکند.

در اطراف این کوه  آثارباستانی  زیادی از دوران ساسانیان، اشکانیان و بقایای اماکن اسلامی و معبد بودایی باقی‌مانده‌است که شامل مجموعه کاخها، قلعه کهک کهزاد، قلعه چهل دختر، قلعه سرسنگ، آرامگاه خواجه غلطان، ساختمان پیر گندم بریان، خانه شیطان، بناهای منفرد آرامگاهی و قبور اسلامی است. آثار تاریخی پیش از اسلام محوطه ی تاریخی کوه خواجه شامل مجموعه کاخها، قلعه کهک کهزاد، قلعه چهل دختر می‌باشد.

ارنست هرتسفلد در سالهای ۱۹۲۵ و ۱۹۲۹ میلادی با بررسی این مجموعه عنوان تخت جمشید خشتی را برای مجموعه ی کاخها برگزید است  .

اما در این  بین  مکانهای دیگری نیز در کوه  خواجه  وجود دارد که  هریک  با مشخصاتی خاص در بین  عامه  مردم  منطقه  شناخته شده است  . که  این  مکانها به  تناسب نام  ومشخصات  ان  در برخی مواقع  کاربردهای ویژه  وخاص داشته است  . که  در ادامه  به  معرفی کوتاه  از این  مناطق خواهیم  پرداخت  .


آرامگاه خواجه غلطان برفراز كوه خواجه


این بنا در راس كوه خواجه و در جبهه شمال شرقی به شكل مستطیل ساخت شده است و شامل سر در ورودی با طاق تیزه دار و یك اطاق گنبد دار می باشد.
درون این اتاق قبری بزرگ به طول 3 متر دیده می شود در كتاب احیاء الملوك شاه حسین سیستانی، آرامگاه مذكور را متعلق به برادر دانیال نبی نسبت می دهد.




همچنین آمده است كه این آرامگاه متعلق به خواجه مهدی یكی از نوادگان محمدحنیفه است كه به دست سارقین سمرقند شهید شد و مردم سیستان پس از به هلاكت رساندن سارقین برای دفن اجساد به طرف شمال كوه سیستان حركت نمودند در این موقع شخص ناشناسی مرحوم خواجه و همراهان شهیدش را بر فراز كوه سیستان دفن می نماید، کوه  خواجه  نیز بر گرفته  از نام  همین  زیارت  است  .







زیارتگاه پیرگندم بریان

آنچه  از گذشته  دور نیز مرسوم بوده  بر اساس اعتقادات  و باروهایی که  مردم  منطقه داشته اند از آن به  عنوان  زیارتگاه   یاد میکردند . اما واقعیت  امر وشوهاد موجود از آثار برجای مانده  حکایت از آن  دارد که  چهار طاقی است که  در وسط آن  دو تخته سنگ  به ارتفاع  یک متر و یا بیشتر وجود داشت  و یکی از این  سنگها نماد شیطان  بود و  رهگذرانی که  از مسیر کهن  دژ به  زیارت  خواجه  میرفتند از کنار آن  می گذشتند وهریک  سنگ  ریزه ای را به  طرف  یکی از این  سنگها که در باورشان  همان  نماد شیطان  بود پرتاب می کردند در کنار سنگ  دیگر نیز همین  رهگذران  مقداری گندم   بریان  شده را می ریختند و دیگر ان  در هنگام  عبور تعداد ی از این  گندمها را جمع   کرده   و بعنوان تبرّک  میل می کردند . آنچه  بیش از همه  در این  نوع  باور قابل توجه بود اینکه  اعتقاد داشتند که اگر دختر (دم  بخت  )  هفت  دانه از این  گندمها را از لابلای سنگها جمع  کرده  ومیل نماید بختش باز می شود و به  خانه  شوهر می رود .

علی اصغر مصطفوی در كتاب سرزمین موعود می نویسد : تردیدی نیست كه مقبره ای كه در كوه خواجه به نام پیرگندم بریان وجود دارد. در روزگاری كه آیین مهری،‌ایران زمین بزرگ را تحت سیطره ی خود داشت، یكی از مهرابه های این بخش از شرق ایران بوده است، زیرا تنها جای بلندی كه خورشید هنگام طلوع خورشید بر آن می تابد واز آن جا به دیگر قسمت ها این پهن دشت گسترده می شود، كوه خواجه است.


کهن دژ (قلعه کافران )

مهمترین و بزرگترین بخش آثار باستانی کوه خواجه، در شیب جنوب شرقی کوه قرار گرفته که دارای سه دیواره دفاعی، دروازه اصلی، راهروهای جانبی، حیاط مرکزی، آتشکده و… بوده و بنام قلعه کافرون شناخته می شود. خرابه های سرآشیبی جنوب کوه خواجه را می توان یک قلعه بزرگ یا شهر کوچک نامید. این قلعه دو بار محل اقامت بوده است و آثار مرمت مکرر در همه جای آن نمودار است. قدیمی ترین مرمت قلعه به زمان اشکانیان و حکمرانی ساکاها تعلق دارد. سپس در قرن سوم میلادی ، اوایل دوره ساسانی قلعه مجددا مورد استفاده و مرمت قرار گرفت.

این قلعه مشتمل است بر یک قصر و یک معبد که می توان آن را به زمان پادشاه “گندوفار” مربوط دانست. اهالی آن را قلعه رستم می نامند و به نظر هرتسفلد این مکان به قلعه ” سه مجوس” معروف بوده است. اما در عصر حاضر این محله به قلعه کافران مشهور است. بنای قصر در قسمت مرتفع قلعه قرار دارد و با حیاط مرکزی وسیع و یک دروازه و چهار طاقی در بخش جنوبی آن و در دو ضلع غربی و شرقی آن ، ایوانهای مسقف وسیعی قرار داشته که به طرف حیاط باز می شوند. فضاهای اصلی در ضلع شمالی حیاط واقع شده است.هنگام ورود به ارگ داخلی قلعه در بخش شمالی حیاط مرکزی- به نظر سر بالایی کوه می رسد – بر یک دهلیز و تالار وسیع با پلکان که به صفه فوقانی منتهی می شود، به چشم می خورد. این صفه که معبد در آن قرار دارد- مرتفع ترین نقطه قلعه است. معبد دارای یک راهرو تنگ و سربسته است که دور تا دور اتاق داخلی را با سقف گنبدی و محراب آتش ، احاطه کرده است. قسمتی از این مکان در سال ۱۳۷۶ توسط سازمان میراث فرهنگی کشور مورد بررسی مجدد قرار گرفته است. تزیینات معماری به کار رفته در این مکان، شباهت به شیوه یونانی دارد. سر ستون های به سبک درو یک با پیچ های طوماری است . تزیینات دیگر مانند گل کوچک پرپر به صورت طرح نیلوفری ( لوتوس)، از هنر دوره هخامنشی اقتباس شده است و بعضی از آنها به هنر بین النهرین نیز شباهت دارد.


کک کهزاد

دومین مجموعه در بلندترین نقطه و مشرف بر قلعه کافرون ساخته شده کک کهزاد است که در باورهای اساطوره ای فرمانروای دیوسان منطقه بوده و توسط رستم دستان به قتل میرسد. این مکان می تواند کاندیدایی برای محل شاه نشین ارگ باشد. شواهدی از راه پله های سنگی منظمی که ارتباط قلعه کافرون را با کک کهزاد برقرار میکرده هم اکنون دیده می شود.

دره سوخته

در قسمت جنوب کوه خواجه یکی دیگر از شگفتی های این کوه، قدمگاه حضرت علی (ع) و دره سوخته ای است که به اعتقاد مردم محلی بر اثر پرتاب ذوالفقار امام به سوی کفار در کنار کوه خواجه به وجود آمده است. گرچه سندیت این مطالب در حاله ای از ابهام است و بیشتر به داستان های اسطوره ای می ماند اما در میان مردم محلی این اعتقاد به دلیل محکمی برای مقدس دانستن منطقه تبدیل شده است این دره به عرض ۵۰ الی ۶۰ متر که از کوه پایه آغار وتا نوک قله کوه در برخی مکانها با شیبی تند با مسافت تقریبی بیش از یک کیلومتر بصورت مارپیچ قرار دارد و مسیری آسان وراحت جهت صعود بحساب می آید . در گذشته که صعود با پای  پیاده و سایر مسیرها به سختی صورت می گرفت این دره بهترین مسیر برای رسیدن به زیارت خواجه با توجه به مسافت طولانی محسوب می شد .

 در خصوص چگونگی ایجاد این دره که به نظر می رسد پدیده ای طبیعی در کوه خواجه می باشد نقل قولهایی متفاوتی وجود دارد که قبول آن دشوار است . اما از آن بعنوان جاذبه های زیبا کوه خواجه می توان یاد کرد .
از علت نام گذاری آن به دره سوخته اطلاعات دقیقی.وجود ندارد اما شاید وجود سنگهایی کاملا” سیاه رنگ در طرفین این دره دلیلی آشکار بر نامگذاری آن به دره سوخته باشد



کوشک یا کچک چهل  دختران (کجک چل کنجه )

کوشک  چهل کنجه یا چهل دختران مشرف براین دره  ودر قسمت  شرق دره  بر روی نوک  قله  کوه  بصورت  دیواره  وارگ  قرار دارد . که  داستانها ونقل قولهای متعددیی در این زمینه  وجود دارد که بیشتر به اسطوره  وافسانه  می ما ند .

بسیاری از گردشگران  در کتب خود از آن نام برده اند اما هیچکدام  از آنها تاریخ دقیقی از زمان ساخت آن ارائه ننموده اند  اما اط شواهد امر پیداست   که این بنا قبل از دوران اسلامی، مورد استفاده ساکنین محل بوده و بعنوان دژ نگهبانی و دیدبانی از آن استفاده می شده و تا قرون اولیه اسلامی نیز همچنان مورد استفاده بوده و پس از آن متروک شده است. با توجه به نوع تکنیکهای مورد استفاده در ساخت بنا و نحوه استفاده از مصالح در ساخت عناصر آن زمان ساخت آن به دوره ساسانیان باز میگردد.


چَشمَکِه

یکی دیگر از مکانهایی زیبای کوه خواجه چشمه یا چشمکه است . که در قسمت غرب کوه خواجه وموازی با پایگاه هوایی که اکنون در کوه خواجه قرار دارد واقع گردیده است . در گذشته نچندان دور در این محل چشمه آبی وجود داشت که در تمام فصوی سال آبی زلال از آن جاری بود و به همین جهت تعدادی از دامداران منطقه بر بالای تپه ای کنار این چشمه ساکن بودند . وجود نیزارهاو توتیها چسبیده به کوه خواجه زیبایی خاصی به این منطقه داده بود ومکانی خوش نشین برای دامداران منطقه بحساب می آمد . اکنون بقایایی اندکی از این منازل برجای مانده است .


نیش انبارک

نیش انارک محلی است در کنار کوه خواجه که برای همگان (کسانی که در این چند ساله اخیر یکبار به کوه خواجه سفر کرده باشند ) شناخته شده است . در قسمت شر ق کوه خواجه در کوه پایه وقتی به قسمت شمال حرکت می کنیم به نیش انبارک میرسیم که به شکل تپه ویک دماغه از کناره به جلو مشخص است

در این سالها که اندک آبی از طریق نهراب در هامون جریان داشته نیش انبارک تنها نقطه ای در هامون کوه خواجه است که آبگیری شده و به همین منظور همه ساله در ایام نوروز باستان تنها محلی است که تماشا گران زیادی را جذب نموده است . به جهت وجود آب در این منطقه در فصل خاصی از سال خصوص” ایام نوروز درختان گز به وفور رشد یافته وسایبانهایی طبیعی را برای بازدیدکنندگان وسپری کردن یک روز خوش در کنار کوه خواجه فراهم نموده است . در هنگام پر آبی هامون این مکان عمیق ترین منطقه هامون در کنار کوه خواجه محسوب می شد که عمق آب به بیش از ۳ متر هم می رسید .

 اوتاق بئ باد (اتاق بدون باد )

 کوه خواجه را از هر طرف شمال ، جنوب، غرب و شرق که بنگری به شکل  ذوزنقه جلوه میکند واین به جهت دایره بودن این عارضه است که تفاوتی در نگرش از طرفین به چشم نمی خورد .
در قسمت شمال کوه خواجه از طرف زیارتگاه خواجه  مهدی  پس از حرکت به سمت پایین و  گذر از ۲۰ الی ۳۰متر یک  سخره  بزرگ  محلی وجود دارد که  در شدید ترین  طوفانها نیز  وزش باد احساس نمی گردد .  وجود این  سخره  به  مثابه  باد شکن  است  که  در گذشته زمانی که  اطراف کوخواجه پر آب ونیزرارها آن را احاطه کرده بود صیادان ویا دامداران منطقه که به جهت شکار طولانی مدت در فصل زمستان چندین شب را در هامون سپری میکردند در مواقع طوفانی در غروب قبل از تاریک شدن هوا خود را به این منظقه میرساندند و شب راتا صبح   با آرامش کامل آنجا سپری میکردند .

تپه گچی

این تپه که در قسمت جنوب کوه خواجه وکامل” چسبیده به آن است از دره سوخته به طول ۵۰۰الی ۶۰۰ متر وتا نزدیکی سر سنگ امتدادیافته است .
در قسمتهایی از این تپه نوعی گچ وجود دارد که در گذشته ساکنان سرسنگ که اغلب دامداران منظقه وتعدادی از صیادان بودند جهت سفید کردن درون منازل از آن استفاده میکردند . وبه جهت وجود همین گچها به تپه گچی معروف گردیده است .
در این تپه نوعی نمک   نیز وجود دارد که در اصطلاح محلی به آن (شوره) هم میگویند . این ماده که بسیار شور میباشد اغلب جهت استفاده در تنورهایی محلی از درون به جهت داغ شدن سریع وایجاد چسبندگی بهتر نان کاربرد داشته است  همچنین    د ر قسمتهایی از این  تپه   نمکها سفید وطبیعی وجود دارد که در گذشته ساکنان این منطقه جهت استفاده در مواد غذایی از آن بهره میبردند .
این تپه از مناطق نیمه حفاظت شده میراث فرهنگی است .

چاه کبوتران

این چاه در قسمت شرق کوه خواجه ودر کوهپایه با فاصله حدودا” ۵۰ متر یا بیشتر از سطح زمین واقع گردیده . نقل قول گذشته گان حکایت از عمق بیش از صدمتر این چاه را دارد . ومحلی مناسب برای زیست کبوتران کوهی بوده است . در گذشته نچندان دور و زمان پرآبی دریاچه هامون این چاه نیز دارای آب بوده است بطوریکه وقتی یک سنگ را از ابتدا رها مینموند ثانیه ها طول می کشید تا به انتها رسیده واز صدای برخورد آن مشخص بود .
در باره این چاه نقل قولهای متفاوتی از گذشتگان وجود دارد که مهمترین آن :اینکه  در انتها وقسمت پایین یک راه ارتباطی از شرق کوه خواجه به طرف غرب وجود داشته است  .
در حال حاضر نیز وجود این چاه کاملا مشهود است که بر اثر نفوذ شن وماسه از عمق آن کاسته شده وبه جهت خشکسالی فاقد آب است .




طبقه بندی: مطالب زابلی، آثار باستانی و گردشگری سیستان،

تاریخ : یکشنبه 12 مرداد 1393 | 09:22 ق.ظ | نویسنده : Moheb Ali | نظرات
.: Weblog Themes By Moheb Ali Rahat Dahmardeh :.