شهر زاهدان کهنه حدوداً در  ۲۷ کیلومتری شرق زابل و در حوزه شهرستان زهک ، در شمال این شهر و حدود ۹ کیلومتری شمال تپه شهرستان و در روی بلندی واقع شده است . این شهر که در دوران اسلامی از اهمیت خاصی برخوردار بوده است ، به طوری که گروهی از محققان آن را شهر زرنج (زرنگ) دوران اسلامی می دانند و بعضی ها نیز آن را شهر باستانی جالق (زالق) به حساب آورده اند .







امّا درباره تاریخ بنیاد شهر « جی ـ پی ـ تیت » انگلیسی معتقد است که زاهدان حدود ۴۲۰ سال قبل از آن که از سوی تیمور خراب شود ، موجود بوده و حدود سال ۳۶۵ هجری در زمان خلف ابن احمد آخرین پادشاه صفاری که بعد از ۷ سال ماندن در حصار ، مطیع سلطان محمود غزنوی شد ، ساخته شده است .


قدیمی ترین سفالینه های به دست آمده از منطقه ، مربوط به ظروف سفالی با تزیین قالب زده بوده که اغلب نقش هایی شامل طرح های هندسی و گل و گیاه دارند که قدمت این نوع سفالینه های مربوط به قرن ۵ و ۶ هجری است . دیگر قطعات ظروف سفالی زاهدان کهنه به دوره ایلخانی می رسد و به نظر می رسد این شهر با جبهه و لشکر تیمور (شاهرخ) برای همیشه متروک شده است .

هنری ساوج لندور جهانگرد ، باستان شناس و جغرافی دان انگلیسی که در سال ۱۹۰۱ میلادی به سیستان سفر کرده ، شهر زاهدان را به لندن شرق (آسیا) لقب داده است .

زاهدان كهنه (دومین پایتخت سیستان در دوران اسلامی )

آنچه که امروزه از زاهدان کهنه به یادگار مانده ، شامل برج و باروی شهر و قلعه تیمور است . به طور کلی شهر مانند سایر شهرهای قدیمی پیش از اسلام و شهر های آسیای میانه دارای ۳ حصار آبادی بوده است که نشانه های به جای مانده از معماری شهر ، وضع آن را مشخص می کند . بخش اصلی شهر ، ارگ (کهندژ) است که پس از آن شارستان (شهرستان) و سپس ربض شهر قرار داشته و گرداگرد هر یک را حصاری به همراه برج های تدافعی در برگرفته است . حصار شهر تا حدودی قائمه و به شکل مستطیل دیده می شود .



با توجه به مصالح مورد استفاده در بنا ها که تمام خشت خام به همراه ملات کاه گل و اندود گچ بوده ، در بعضی مواقع آجر های مکعبی لابه لای خشت ها به کار رفته و به نظر می رسد که بسیاری از بنا های شهر زاهدان را با مصالح آجر ساخته بودند به طوری که آجر هایی با ابعاد ۵ در ۱۴ در ۲۷ و ۵ در ۲۷ در ۲۷ سانتی متر به وفور در بخش جنوبی شهر پراکنده است که متأسفانه در قرن های اخیر مردم منطقه بسیاری از آن ها را با تخریب بنا های باستانی ، برای ساخت مقابر مردگان خود به آنجا منتقل کرده اند .

در محل زاهدان کهنه و اطراف آن ، مجموعه ای از بنا های دوران اسلامی وجود دارد که یکی از این مجموعه ها در فاصله ۲۵۰ متری شمال شرقی ارگ زاهدان کهنه قرار دارد .

محل زاهدان کهنه می تواند در حقیقت آخرین بقایای شهر زرنج در دوران تاریخی باشد که پس از یورش تیمور لنگ و ویرانی بند های سیستان دیگر به صورت یک شهر زنده نامی از آن در متون تاریخی باقی نمانده است .

بررسی های انجام شده در روی محوطه های باستانی سیستان نشان داده اند که زمین های رسوبی کنار آنها قابلیت کشت و زرع و آبیاری را داشته اند و با از بین رفتن این موقعیت وضع اسکان در این شهر ها و استقرارگاه ها نیز به کلی از بین رفته و موجب متروک شدن آنها شده است . آنچه مسلم است شهر زاهدان کهنه از سوی تیمور لنگ و پس از خرابی بند ها و سد های موجود در روی رودخانه ها ویران شده است .

دروازه معروف به بختیاری در روی دیواره شمال شرقی قلعه بنا شده است . در کنار ارگ زاهدان کهنه یک مجموعه آرامگاهی به نام چهل پیر یا چهل و چهار پیر یا چهل و چهار زاهد کهنه دیده می شود که بنا به روایات موجود ، این مردان خدا از سوی تیمور لنگ گردن زده شده اند . در جهت شمال غربی زاهدان کهنه و در طول همان لبه گلی تراس بلندی که شهر دوران اسلامی اخیر زاهدان کهنه در روی آن بنا شده ، آثار یک آبراهه قدیمی دیده می شود و مقدار قابل توجهی سفال از نوع سفال های لعابدار دوران اسلامی زاهدان کهنه در سطوح مختلف آن پراکنده است . میل قاسم آباد در طول همین راه واقع شده است . این مناره در زمان بازدید اشتین ارتفاعی برابر ۷۰ فوت (تقریباً ۲۱ متر) داشته است . این بنا با آجر هایی به اندازه ۳۵ در ۲۰ در ۵ سانتیمتر ساخته شده و قطر پایه آن حدود ۱۸ متر بوده است.


مناره دارای ۲ کتیبه آجری برجسته نیز بوده است . درباره این مناره که کاملاً تخریب شده تیت نوشته است در قسمت پایینی کتیبه اسم تاج الدین ابوالفضل نصر است و در قسمت بالااسم نوه او تاج الدین حرب نوشته شده است . احتمال می رود که تاج الدین کبیر نتوانسته کتیبه را کامل کند و پیش از آن فوت کرده است .

هویت شهر تاریخی زاهدان کهنه در مطالعات کارشناسی سال ۱۳۸۱ شناسایی شد.

زاهدان کهنه از ۵ بخش مجزا به نام های ارگ اول ، ارگ دوم ، قطعه ، شارستان (جایی که افراد شهرنشین زندگی می کنند) و حومه که در اطراف شارستان را در بر می گیرد ، تشکیل شده است و شمال سیستان و بلوچستان را زاهدان کهنه در برگرفته و برای این شهر حد و مرزی نمی توان مشخص کرد.

وسعت شارستان زاهدان کهنه ۳۲۵ هکتار می باشد و در کشور ایران هیچ شهری از دوران اسلامی وجود ندارد که وسعت شارستان آن به این اندازه باشد و زاهدان کهنه از قرن ۵ تا ۹ هجری مسکونی بوده و پایتخت سیستان در دوران اسلامی محسوب شده است.

شهری که در ایران می توان از آثار حملات تیمور گورکانی (تیمور لنگ) و پسرش شاهرخ قرار داد، زاهدان کهنه است. زیرا آثار تجدید حیات در این منطقه شکل نگرفته و همچنان به سبک قدیم است .



زاهدان کهنه در زمان حیات خود انبار غله سیستان و بلوچستان بوده است و با مطالعات انجام شده بنا های متعددی از خشت و آجر که روی آنها اثر گچ های رنگی نیز به چشم می خورد در این منطقه شناسایی شده است و از نکات بسیار جالب در سبک معماری خانه های زاهدان کهنه ۲ ایوانی بودن آنها است یعنی از سمت شمال غرب به جنوب شرق و در جهت وزش باد های ۱۲۰ روزه سیستان ساخته شدند.

با توجه به این که دریاچه های سه گانه سیستان و بلوچستان پر آب و دارای پوشش گیاهی قوی بوده ، جریان باد از سطح این دریاچه ها عبور کرده و با جلوگیری از گرد و غبار ، نسیم خنکی از سمت شمال غرب به داخل منازل مسکونی وزیده و از سمت جنوب شرق خارج می شده است.

شهرستان زاهدان کهنه چهار صد سال حیات و رونق داشته است و این شهرستان از یک هزار سال پیش ساخته شده و تا ۶۰۰ سال پیش نیز مسکونی بوده است.

تیمور گورکانی و فرزندش شاهرخ به علت رونق ، عمران و آبادانی شهرستان زاهدان کهنه به آن حمله کرده و این شهر را تخریب و ویران کردند.

قطر برج های قلعه این شهر ۱۸ /۵ متر ، ضخامت بارو های آن ۴ /۵ متر و ارتفاع آنها به ۱۵ متر نیز می رسد که نمونه آن در هیچ بنای تاریخی دوره اسلامی ایران وجود ندارد.

تنها منبع آب سیستان رودخانه هیرمند بود و حاکم زاهدان کهنه از طریق حفر کانال زیر زمینی مسیری از این رودخانه را به داخل شهر هدایت کرده بود .

تیمور که توان نفوذ به داخل شهر از طریق قلعه با بارو های قطور و مرتفع آن را نداشته ، تنها راه تسلط و از بین بردن این شهر را بستن کانال آب دید و از این طریق تمامی شهر را توانست تسخیر کند.

طول شارستان زاهدان کهنه ۲ /۵ و عرض آن ۱ /۵ کیلومتر است و با توجه به این که گستره محصور شارستان ۳۲۵ هکتار است.

نام اصلی این محوطه باستانی ، شهر سیستان بوده است و زاهدان نامی است که بعد از حمله امیر تیمور گورکانی به خرابه های این شهر تاریخی داده شده است . هنگامی که امیر تیمور شهر سیستان را که دارالحکومه بوده است تصرف کرد ، مطابق عادت خویش هنرمندان ، دانشمندان ، صنعتگران ، عرفا و زهاد را از دیگر مردم جدا کرده و انها را به جان امان داد ، مشروط بر انکه انها نیز به زادگاه اور در سمرقند رفته ، باقی عمر خویش را صرف خدمت به ابادانی ان ناحیه بکنند . در این بین چهل و چهار تن از عرفا و زهاد بزرگوار سیستان، از این بخشش مشروط تیمور استقبال نکردند و مردن در زادگاه خویش را به رفتن در سرزمین دشمن ترجیح دادند.

تیمور که این جسارت و سرسختی را دید بر آشفت و دستور داد همه آن چهل و چهار تن را از دم تیغ گذرانده و در یک گور دسته جمعی دفن کنند . از آن پس تاکنون ، مردم سیستان به پاس احترامی که برای ان چهل و چهار پیر قایل بودند نام این شهر را که مدفن آن بزرگواران بود ، زاهدان گذاشته اند.

زاهدان کهنه یا شهر سیستان در اوایل قرن پنجم هجری قمری و پس از آن که شهر زرنگ اعتبار سیاسی و نقش مرکزی خود را از دست داد بنیاد نهاده شد و تا سده نهم هجری قمری نیز هم چنان و بدون وقفه دارالحکومه سیستان بوده است .

این شهر با حمله تیمور گورگانی در سال ۷۸۵ هجری قمری به شدت تخریب شد و سپس با حمله شاهرخ تیموری در سال ۸۱۱ هجری قمری که با خرابی سد های سیستان همراه بود ، به تباهی کشیده شد و از آن پس نیز برای همیشه در بستر تاریخ خفته ماند.

روایات محلی در مورد زاهدان کهنه

 تیمور لنگ در سومین یورشی که به سیستان داشت، به حوالی شهر زاهدان کهنه می‌رسد و آن را محاصره می‌کند، حاکم وقت شهر زاهدان کهنه «قطب‌الدین کیانی» با تیمور، صلح‌ نامه تنظیم می‌کند اما قبل از تسلیم کیانی، دختر قطب‌الدین از پشت قلعه  تیمور را می‌بیند و عاشق تیمور می‌شود.

دختر قطب‌الدین که دلباخته تیمور شده بود به او پیغام می‌دهد که اگر قول دهد او را به عقد و ازدواج خود در آورد، راه ورود به شهر را به وی نشان دهد تیمور هم قول را پذیرفت.دختر حاکم کیانی پس از اینکه وعده معشوقش را شنید، به تیمور پیغام فرستاد و از او خواست چند صد متر جلوتر در شیله ورودی به شهر کاه بریزد، هر جا آب چرخید راه آب شهر آن جا است و سپس با بستن راه آب شهر، مردم را می‌تواند مجبور به تسلیم کند و تیمور دستور داد چنین کردند و بعد از چند روز بی آبی و تشنگی بر شهر حاکم شد.
بعد از امضای صلح‌ نامه، بعد از ظهری که تیمور با لباس غیرنظامی در بیرون قلعه قدم می‌زد از پشت دیوار قلعه، تیری به سمت او پرتاب شد که به پشت پای تیمور اصابت و آن را قطع کرد، حکیمان گفتند چون این ضربه زده شده به پای تیمور قابل ترمیم و مداوا نیست، تیمور باید تا پایان عمر بلند تیمور که با شنیدن این خبر سخت برآشفته بود دستور قتل عام مردم شهر را صادر کرد.
کشتار سخت و دردآوری آغاز شد تعدادی از سادات و بزرگان شهر به دیدن تیمور رفتند و گفتند «اگر یکی اشتباه کرده است، مردم شهر چه گناهی دارند و از وی خواستند به قتل عام پایان دهد که کسی در شهر، زنده نماند» تیمور دستور قتل عام را لغو و آتش بس داد، گفته‌اند تا زمان آتش بس به دستور تیمور 40 قاری قرآن که مشغول قرائت قرآن بودند، گردن زده شدند که بعدها مردم سیستان، آن محل را «چهل پیر» یا « چهل و چهار پیر» نامیدند و مورد احترام و اکرام آنان است.
بعد از آتش بس، تیمور طبق قولی که داده بود دختر قطب‌الدین کیانی را به عقد و ازدواج خود درآورد و با خود به سمرقند برد شبی از شب‌ها همسر تیمور (دختر قطب‌الدین کیانی) بی خواب شد، تیمور علت ناراحتی و بی خوابی‌اش را جویا شد دختر جواب داد چیزی داخل همین تشک یا زیرانداز هست که مرا ناراحت کرده و مانع از خوابم شده است تیمور بار اول اعتنا نکرد و خوابید اما دوباره با ناراحتی همسرش از خواب بیدار شد و با عصبانیت، تشک را باز کرد و درون آن یک «پنبه‌دانه» پیدا کرد تیمور با تعجب به دختر نگاه کرد و گفت همین پنبه‌دانه تو را اینقدر ناراحت کرده بود مگر تو چگونه جایی بزرگ شده‌ای که یک پنبه‌دانه این طور تو را ناراحت و بی خواب کرده است دختر جواب داد پدری داشتم که مرا در پر قو می‌خوابانید و هر شبانه‌روز یک بار بدنم را با شیر تازه حیوانات شستشو می‌دادند.
تیمور برآشفت و به دختر گفت پدری که این همه به تو مهربان بود و خدمت کرد، چرا به او خیانت کردی و راه تسلیم شدن شهر را به من نشان دادی از کجا معلوم  فردا روزی به من خیانت نکنی! تیمور جلاد را صدا زد و گفت موی این گیس بریده را به دم اسب ببند و آنقدر در صحرا بتاز که تکه تکه شود، جلاد چنین کرد و آنقدر در صحرا تاخت که دختر تکه تکه شد.

طبق روایات موجود از آن روزگار، هر دختر سیستانی که حاضر جواب، بدزبان، نافرمان، خیانت پیشه و بدجنس باشد به دختر شهر زاهدان تشبیه می‌شود مثلا می‌گویند «فلانی مثل دختر شهر زاهدان می‌ماند».





طبقه بندی: آثار باستانی و گردشگری سیستان، مطالب زابلی،

تاریخ : یکشنبه 29 تیر 1393 | 09:12 ق.ظ | نویسنده : Moheb Ali | نظرات
.: Weblog Themes By Moheb Ali Rahat Dahmardeh :.