سرزمین ما ایران دارای فرهنگ های مختلف می باشد که ازگذشتگان سینه به سینه نقل شده وبه مارسیده

ضرب المثل ها نیز یکی از این فرهنگ ها می باشد

ونمکه توقسم ( به نمکت قسم )

درسیستان اکثر مردم اعتقاددارند کهبه جان ومال کسی که نمکش راخوردی نباید آسیب برسانی

واین یادگاری از عیاران سیستان که یکی ازشعارهای آنها همین بود.

 

ازدسیو او نمه چکه (ازدستش آب فرو نمی چکد.)

به افراد سیاه کاسه و خسیس می گویند.

 

روروبه دیده (روی روباه دیده )

نسبت به کسی گویند که اوضاع بروفق مراد او باشد.

 

سرخوش تو بشکنه ( سرمادرزنت بشکند.)

به مزاح به کسی گویند که سرزده به خانه ای درآید که اعضای آن خانواده اندکی جلوتر از

آمدنش طعام یاخوردنی دیگری راکه دیگر ازآن درخانه موجودنباشد ،خورده باشند.

 

کسه که نرفته ودشت نمه تره بنده سرمشک (کسی که به دشت نرفته نمی تواند سرمشک راببندد.)

کنایه از آدم بی تجربه است.

 

د گدونه تو خاکستر نگیره (دیگدان تو خاکستر نگیرد.)

کنایه ازاین دارد که همواره محتاج و بی چیز باشی.

 

میگی ولکه کو کنده (گوئی انگار کوه کنده است )

نسبت به کسی می گویند که باانجام دادن کارکوچک ونه چندان مهمی به خودش مغرور میشود.

 

کنجه ره بل وخونه ،ته قدر شوره بدونه (دختررادرخانه بگذار تاقدرشوهررابداند.

کنایه ازاین است که دختر هرچه بیشتر درخانه بماند بیشتر به ارزش شوهر پی می برد.

 

امسایه ره که ازامسایه بد میایه میگه گسله تو پوسگ منه گرفته ( همسایه که ازهمسایه

بدش می آید می گوید گوساله ات پای سگم راگاز گرفته )

کنایه از بیهوده وقت خودرا تلف کردن است .

 

پیرشی ( پیرشوی )

ازباب ادب ودوستی کودک یا جوانی هنگام عطسه کردن می گویند.

 

زبو گشتی یه ( زبان گوشتی است )

هنگامی که کسی درحین سخن گفتن بطور غیرارادی دچار لکنت زبان شود بکار میرود.

 

آدم ودس مایه خا سه منه نه وامسایه خا (انسان به دست مایه اش نگاه میکند نه به همسایه اش )

انسان نباید نسبت به دیگران چشم وهم چشمی داشته باشد وتقلید کورکورانه کند .

 

ارجا دل مه ره سره مه ره (هرجادل می رود سرهم می رود )

دیده می بیند و دل می پذیرد .

 

دوزه میگه دوزی کونو صابه خونه ره میگه شیارداری کو

(به دزد می گوید دزدی کن وبه صاحب خانه می گوید هوشیار باش )

کنایه ازانسان منافق و دورو بودن

 

خونه ما پو اندازشما (خانه ی ما پااندازشما )

هنگام احوال پرسی به کسی گویند که بعد ازمدتهای طولانی به خانه آن فرد آمده باشد.

 

تاوخته گوسله گوشو  دل بی بی اوه شو (تاوقتی که گوساله گاوشود دل بی بی آب شود)

این کار مستلزم کارزیادی است.

 

خره خه رسمو مبنده نو آدم خه ارف (خرراباریسمان میبندند وانسان راباحرف )

کنایه ازافراد حرف نشنو است .

 

ارزد ن خاردنه داره ( زدن را خوردنی هم داره.)

 

ای چش ور ای چش روشنائی نمدیه (این چشم برای آن چشم نمی بیند.)

هرکس به فکر خود است .

 

خو ومرگ یکیه ( خواب ومرگ یکی است )

خفته چون مرده ازعالم بیداری چیزی نمی داند.

 

خدا مفمه که ببه کنه بیامرزه (خدا می فهمد پدر چه کسی را بیامرزد )

این مثل بیانگر این مطلب است که خداوند نسبت به تمام موجودات وکارها واعمال

انسانها آگاه می باشد لذا خداوند قادر به تمییز بندگان خوب وبد می باشد.

 

خودما اگه خورده بپور ماخا کلونه بوده

0خودمان اگر کوچکیم جدمان که بزرگ بوده است )

 

حکم گوچه و حکم حاکم یکیه (حکم بچه وحکم حاکم یکی است )

خواسته بجه چون فرمان حاکم لازم الاجرا است.

 

شغال ازسایه خا مترسه (شغال ازسایه اش می ترسد )

این مثل درمورد افراد ترسو بکار می رود.

 

یک سرشال غمو یک سرشال شادی ( یک سرگلیم غم است ویک سر گلیم شادی )

سوگ وسرور وخنده وگریه همیشه در کنار هم هستند .

 

مرگه ره جستنه نیه (مرگ راراه گریزی نیست )

از چنگ مرگ نمی توان گریخت .

 

گشنگی بره دونگیه ( گرسنگی برادر دیوانگی است

 

خدا دوشو سیه ره روورو نمپرنه (خدادوشب سیاه راروبروی هم نمی اندازد )

خداوند بخشنده مهربان است وبرای انسان چند مشکل را یکجا نمی آورد.

 

ای کنده انو دود داره ( این کنده هنوز دود دارد )

این ماجرا یااین دعوا هنوز ادامه دارد وبه این زودی تمام نمی شود.

 

وکلاه خه پره داره (به کلاهش پری زده است )

درموردافرادی که به خود مغرور می باشند ودرخود احساس تکبر می کنند .

 

رنج زمونه ور مرد میایه (رنج زمانه برای مرد می آید )

 

ره بزه چه بزه انصافه ازدس مده (راه درست کن چاه حفر کن انصاف راازدست مده )

انسان درزندگی باید منصف بوده وهمیشه جانب عدل وانصاف را رعایت کند .

 

قاچاق فروش پوبنده دولته (قاچاقچی پرواری دولت است )

هرزمان باشد قاچاقچی به چنگ قانون گرفتار آید.

 

ازار خشته بد بری امو دن لعد تو میایه ( ازهر خشتی که بدت آیددم لحدت می آید.)

انسان ممکن است ازیک کسی بدش آید وازاو نفرت داشته باشد ولی ممکن است زمانی

کاری بسیار مهم برای اوپیش آید که حلالش همان فرد باشد .

 

اگه ارخره خرمه بکته آجته گوو نیه ( اگر هر خری خرمن بکوبد حاجت گاو ی نیست )

بیان کننده اینکه هرکس نمی تواند هرکاری انجام دهد ودرموردکسیکه ادعای انجام بکند

داشته باشد این مثل را می آورند .

نظیر :کارهرکس نیست خرمن کوفتن گاونر می خواهد ومرد کهن

 

ازسرخار خوشه پیدا نشته (ازسرخار خوشه پیدا نشده )

هیچکس تنها وبیکس نیست بلکه انسان دارای فامیل وبستگانی می باشد.

 

روزه بد نیک میشو نو   آدم بد نیک نمشو (روزبدنیک میشود اما آدم بد نیک نمی شود )

درمورد انسانهائی که دارای خلق وخوی بد می باشندوهرچند ایام برآنها می گذرد خوب نشوند

 

دس خا زر بساز متن امسایه ره مکش (دست خودرا زربساز منت همسایه رامکش )

دست طلب پیش کسی دراز مکن .

 

وا ور گرفتنه کور و وا ور چو زدنه کوت (وای ازگرفتن کورو وای اززدن کور )

 

ارکاره ره سست وردری سخت مخاری ( هرکاری راسهل و سست انگاری دشواری می بینی )

 

آلو از آلورنگ ومداره نو امسایه از امسایه (آلو ازآلو رنگ می گیرد وهمسایه از همسایه)

غرض آن است که خلق وخوی همنشین در همنشین اثر می گذارد.

 

پولدار کباب مخاره نو به پوله دود کباب (پولدارها کباب می خورند وبی پولها دود کباب )

پولدارها غذای لذیذ ومطبوع می خورند وبی پولها به نانی خشک قانع هستند .

 

مرد دو زنه اردو نیمه رویو سیه یه ( مردی که دوزن دارد صورتش هردو طرف سیاه است )

گرفتاری و مشغله مردی که دو زن دارد زیاد است .

 

ار جا خیشیه نیشیه (هر کجا خویشی است نیشی است )

هر بدی که به ما می رسد از جانب خویشان خودمان است .

 

تا به بو نشه قدر به بو نه نمه فه می ( تاپدرنشوی قدر پدر رانمی دانی )

انسان تا خودش پدر نشود قدروارزش پدرومشکلات وسختی هایی که او

تحمل می کند نمی فهمد .

 

شاخ بز که درد مه نه   نونه چوپونه مخاره (شاخ بز که درد می کند نان چوپان را می خورد )

 

سرمارکه درد مه نه زیرره خو مه نه ( سرمار که درد می کند نان چوپان را می خورد )

درمورد ضعیفی گویند که به قوی و زورمندی زیان برساند .

 

دوزه بداوو  نه ته دن خونه یو (دزد را بدوان نه تادر خانه اش )

عرصه اگر بر سارق تنگ شود احتمال قتل و خونریزی وجود دارد.

 

صد خشته مالی نو یکه ره واوه بدی چه فائده ( صدخشت بزنی ویکی را به آب دهی چه فائده )

انسان باید کاری را درست به اتمام رساند .

 

یا کارکو باش یا کار وره کو (یاکارکن باش یا کارروبراه کن )

اگر کاری را نمی توانی انجام دهی لااقل کاری راراه بینداز .

 

کاراز لته بندی درس نمه شو (کاراز بهم پیوستن لته ها درست نمی شود.

 

آدم خوش طمه شو بی شومه (آدم طمعکار شب بی شام است )

نظیر : طمع را سه حرف است هرسه میان تهی

 

ور ؟آدم به وایه پپه گوشته (برای آدم بینوا پپ هم گوشت است )

برای انسانی که مال زیاد ندارد حتی داشتن مقدار کمی پول یا مال نیز بعنوان ثروت به حساب

می آید یا برای انسانی که پول برای خرید گوشت ندارد پپ نیز گوشت به حساب می آید .

 

ارفه خا اگجه میشنی امجه که ارفه مردم میشنی (حرف خودراکجا میشنوی همان جاکه حرف مردم را می شنوی )

آنکه عیب دگران پیش تو آورد وشمرد بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد .

 

درخونه ارچی استه  مه مو ارکه استه ( درخانه هرچه است میهمان هرکه هست )

به فراخور حال خویش باید ازمیهمان پذیرائی کرد .

 

دسه به نمکه دارنو رو خنکه ( دست بی نمکی دارم و روی خنکی )

به هرکسی خوبی می کنم از وی بدی می بینم .

 

مه مو خر صابه خونیه ( میهمان خر صاحب خانه است )

کنایه ازاین است که میهمان دراختیار صاحبخانه است .

 

اگه فه مه روزی ما ازاکجه میایه امجه ره گل مه نه ( اگر بفهمد روزی ما ازکجا می آید همهانجا راگل اندود میکند )

این مثل به افرادی اشاره داردکه راضی نیستند درسفره دیگران لقمه ای نان باشد .

 

جا استه جوله نیه (جا هست و لباسها نیست )

وقتی کسی یا چیزی برخلاف انتظار انسان در جائی نباشد به مثال فوق استناد  می جوید .

 

گرگ ارچه پیر شیه از پس گوسپه ور میایه ( گرگ هرچه هم پیر شود از عهده گرفتن واز هم دریدن گوسفند برمی آید.

نظیر : شیرهرچه هم پیر شود شیر است

 

جوابه جنگ نی یه ( جواب را جنگی نیست )

نظیر :کلوخ انداز راپا داش سنگ است .

 

دس باله دس مرشی ( دست بالای دست منشین )

نسبت به کسی که بیکار نشسته گویند .

 

دو دس از دو پو درا ز تر اومده (دودست از دو پا درازتر آمده است )

به کسی که از جائی بر خلاف انتظار دست خالی برگردد گویند .

 

سواره خره نو ورده خر مگرده ( سوار خراست ودنبال خر می گردد )

یاردرخانه ومن گرد جهان میگردم آب درکوزه ومن تشنه لبان میگردم .

 

ای له له ته متری زه مکو  چمد غربال ور گرده مکو (ای برادرتامیتوانی زن مکن چنبر غربال برگردن مکن )

وادار به اجتناب اززن اختیار کردن می نماید درحالیکه رسول اکرم می فرماید : ازدواج سنت است وهر کس

ازدواج نماید نیمی ازدین خودرا حفظ کرده است .

 

برو گلستو مادیونه بی کره نه بستو ( برو گلستان مادیان را ببین وکره اش رابستان )

هنگامیکه می خواهی ازدختری خواستگاری کنی تاوی رابه همسری خود برگزینی به

خلق وخوی وظاهرمادرش نیک دقت کن سپس با دختر پیوند زناشوئی ببند .

 

صدروز بی یه روز ورگشت نیه (صدروز بیایدروزبرگشت نیاید )

خوب است در پی روزهای کامروائی وشادی روز شکست وناکامی نیاید .

 

ازچش که دوری ازدله دوری

0ازچشم که دوری ازدل هم دوری ) کسی که در پیش روی نباشد کمتر بخاطر آید .

 

امقه بکار که بتنی درو کنی (آنقدر بکار که بتوانی درو کنی .)

ازمکافات عمل غافل مشو - گندم از گندم بروید جو ز جو


منبع: npoudineh.blogfa.com





طبقه بندی: ضرب المثل، مطالب زابلی،

تاریخ : سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 | 11:40 ق.ظ | نویسنده : Moheb Ali | نظرات
.: Weblog Themes By Moheb Ali Rahat Dahmardeh :.